تبليغاتX
صفحه الرئیسیه فرقان
جنگ وپیکار
أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِينَ

قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ

ترجمه(چرا با گروهى كه سوگندهاى خود را شكستند و بر آن شدند كه فرستاده [خدا] را بيرون كنند و آنان بودند كه نخستين‏بار [جنگ را] با شما آغاز كردند نمى‏جنگيد آيا از آنان مى‏ترسيد با اينكه اگر مؤمنيد خدا سزاوارتر است كه از او بترسيد / آنان بجنگيد خدا آنان را به دست‏شما عذاب و رسوايشان مى‏كند و شما را بر ايشان پيروزى مى‏بخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنك مى‏گرداند / آیه۱۳/۱۴ سوره توبه

جهاد در راه خدا اعم از جنگ و پیکار(قتال)است. جهاد عبارت است از بذل تمامی تلاش وکوشش قولی وعملی فرد مومن برای تبلیغ اسلام وتحمل انواع سختی ها در راه دعوت. جهاد وبه ویژه قتال بر عکس آنچه برخی ادعا می کنند از ارکان دین و جزو جوهر ومقاصد آن نیست . زیرا جنگ و پیکار(قتال) به عنوان راهکاری در دعوت اسلامی مد نظر نبوده است و اساسا جنگ نمی تواند مولد یقینی قلبی وایجاد کننده ایمان درونی باشد بلکه مسلمانان جنگ را به عنوان شیوه ای تدافعی  گرفته اند تا با کار بست آن از آزادی دعوت اسلامی وآزادی اعتقادی مسلمانان در برابر متجاوزان حمایت کنند

+ لينک ثابت | موضوع: |
ارسال شده توسط مقنوع در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387و ساعت20:49

امام یوسف قرضاوی

امام یوسف قرضاوی

مجاز بودن چند همسری بر اساس همین دیدگاه واقعبینانه نسبت به زندگی و انسان است. همانگونه که اسلام این امر را تشریع نموده است.

وقتی در میان زنان کسانی هستند که به بیماریهائی سخت دچار می شوند وبیماری آن ها مدت زیادی به طول خواهد انجامید، یا هستند زنانی که دوره ی قاعدگی یا عادت ماهیانه ی آنان یک سوم ماه یا بیشتر ادامه پیدا می کند، یا برخی از آنان سردمیل بوده و رغبت چندانی به مسائل زناشویی از خود نشان نمی دهند و جز ازبا زحمت و اکراه به مرد روی نمی آورند، و از سوی دیگر، مادام که همه ی مردان خویشتن داری لازم و توانایی مهار امیالشان را ندارند، در این صورت چرا به آن ها اجازه ندهیم به جای اینکه در نهانیها وتاریکیها، به جستجوی حرام بپردازند، به صورت آشکار وقانونی از راه ازدواج حلال وآبرومندانه نیاز خود را برطرف سازند؟!

هنگامی که این امکان وجود دارد که برخی از زنان به بیماری نازائی دچار باشند، و برخی مردان هم علاقه ی شدیدی به فرزندپروری و داشتن اولاد دارند، چرا به جای شکستن دل زن با طلاق، یا سرکوب گرایش مرد به داشتن اولاد از طریق تحریم ازدواج مجدد، اجازه ندهیم که مرد از طریق ازدواج با زنی دیگر که قابلیت فرزندآوری دارد، علاقه ی خود را به پدر شدن وبرخورداری از فرزند، شکوفا وعملی سازد؟

و از نگاهی دیگر، چنانچه عموماً وبویژه پس از پایان جنگها، تعداد زنان و دختران آماده ازدواج بیشتر از تعداد مردان وپسرانی باشد که توانایی لازم برای ازدواج را دارند، در این صورت برای تعدادی اضافی فقط پذیرش یکی از این سه راه پیشنهادی وجود دارد:

1- دختر جوان، بدون شوهر و به صورت مجردی، و محروم از حق خود در زمینه ی اشباع عاطفه ی همسری ومادری، عمر خویش را در میان خانواده اش سپری نماید. حال آنکه این عواطف، عواطفی فطری هستند که خداوند آن ها را در وجود وی به ودیعت نهاده است و به آسانی برای وی قابل چشم پوشی نیستند وچاره ای در دفع آنها نمی بیند


ادامه مطلب
+ لينک ثابت | موضوع: |
ارسال شده توسط مقنوع در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387و ساعت4:54
مادر

بسم الله الرحمن ارحیم

خداوند می فرماید(الجنه تحت اقدام امهاتکم)

قبل ازهر چیز باید دانست پدر ومادر دو فرشته الهی هستند

اول می خواهم وجود دوست داشتنی خودم را یعنی مادر تعریف نمایم شرین ترین کلمه ای که از میان لبهای عقیق گون من زمزمه می کند کلمه مادر است .

کیست که این کلمه  دلکش را بشنود دلش هرچند از آهن سخت تر باشد نربایدمادر عزیزم که جانم ف دی توبگذار تا همچون غلامان حلقه به گوش به پایت افتاده از محبتها وسختیهایی که به خواطر من کشیده ای قدر دانی نمایم.

مادر عزیزم تو بودی 9ماه تمام خواب شیرین را از خود حرام کردی که مبادا بچه ات در شکم دچار اشکال وناراحتی شود .

مادر مهربان از زمانیکه من دیده به جهان گشودم اولین مزاحمی بودم که همیشه در شبهای تاریک در پای گهواره نیمه جانم لا لایی میکردی هنوز زمزمه آن روزها ی اولین را بیاد دارم تو امید دنیا وآخرت من هستی تو راهنمای دوران کودکی تا آخرت من هستی از کدام خوبیهایت بگویم زبانم به انتهای خواموشی وقلبم به خشکی جوهر تمام می شود.

ناگفته نماند پدر نیز مأموریت عظیمی را برعهده دارد اگر لحظه از زحمت کشیدن دست برداردبا عث نابودی من می گرددپدر عزیز دلبندم تورا نیز می ستایم وزحمتهای بی مانندت را می ستایم بعد ازخدا امید آنده من تو هستی از ابتدای کودکی دستم را به مهر بزرگت فشردی ومرا به مدرسه آوردی مرحبا بر همت مردانه ات که در فکر فرزندت هستی تا با جهل مبارزه نماید خلا صه هرچه در مورد پدر ومادر بگویم کم گفتم.

+ لينک ثابت | موضوع: |
ارسال شده توسط مقنوع در شنبه سوم فروردین 1387و ساعت17:41